تو در آستانه ی در

تو در آستانه ی در
ایستاده ای
و من
لب پرتگاه جنون؛
در آستانه ی انتظار
تو می روی
و منو خانه
درست از همانجایی
ویران می شویم
که آخرین بار ایستاده بود
دیدگاه ها (۳)

ڪٰاشمے شُدبِش کَ نَد👊 ما بینِ مــادیـــــوارهـــــا🚪 فرشتہ_خ...

هر چیزی باید سر جای خودش اتفاق بیفتد، قبول داری؟!مثلاً تگرگ،...

همش میگویند شب یلدا با خانواده باشیددریغ از اینکه فکر نمیکنن...

چه فرقی دارد ؟پاییز بماندبروداصلا تابستان بیاید ...!به فصل ه...

فراموش کردن تو؛تَوَهم سرباز خسته ای ستکه خیال می کندچون جای ...

نازکن، عیبی ندارد، نازنین تر می شویبا غم این روزهای من عجین ...

روسری روی سرت "آیه قرآن" من است🌸🍃موی آشفته تو "خانه ویران" م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط