روباه کوچولو من
روباه کوچولو من
پارت نوزده
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
@ویو دازای
سعی کردم اروم باشم. برای همین اروم دوتا از انگشتامو توش کردم . که . دستم رو کشید بیرون . میخواستم یه چیزی بگم که . کل دستم رو کرد تو سوراخش .
چویا : ام اه ..... بیشتر........اه.........ام.....
دازای: چویا به نظر تو بهترنیست اروم شروع کنیم ؟ داری بد جور تحریکم میکنی .
چویا : اههه......امم......
چویا الان تو ضعیف ترین حالت خودشه اگر زیا. سخت بگیرم خوب نیست . ولی....نمیتونم .... خیلی تحریک امیزه.
دازای: چویا دارم دیکم رو میکنم توت.
چویا فقط ناله میکرد . دستمو کشیدم بیرون و اروم دیکم رو واردش کردم . که جیغش رفت هوااااا. منم چیزی نمونده جیغ بزنم از بس داغه و البته تنگ خیلی خیلی تنگ.
چویا: اه......اه......تک.....اه.....تکون.......بده.....اههه
و اروم شروع کردم .
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
پارت نوزده
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
@ویو دازای
سعی کردم اروم باشم. برای همین اروم دوتا از انگشتامو توش کردم . که . دستم رو کشید بیرون . میخواستم یه چیزی بگم که . کل دستم رو کرد تو سوراخش .
چویا : ام اه ..... بیشتر........اه.........ام.....
دازای: چویا به نظر تو بهترنیست اروم شروع کنیم ؟ داری بد جور تحریکم میکنی .
چویا : اههه......امم......
چویا الان تو ضعیف ترین حالت خودشه اگر زیا. سخت بگیرم خوب نیست . ولی....نمیتونم .... خیلی تحریک امیزه.
دازای: چویا دارم دیکم رو میکنم توت.
چویا فقط ناله میکرد . دستمو کشیدم بیرون و اروم دیکم رو واردش کردم . که جیغش رفت هوااااا. منم چیزی نمونده جیغ بزنم از بس داغه و البته تنگ خیلی خیلی تنگ.
چویا: اه......اه......تک.....اه.....تکون.......بده.....اههه
و اروم شروع کردم .
꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚
- ۱.۳k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط