#داستان

#داستان
پسری که تنها یک دست داشت، عاشق یاد گرفتن جودو بود؛ اما مطمئن نبود که با بدن ناقص بتواند موفق شود.
استادی او را به شاگردی پذیرفت، ماهها گذشت و او تنها یک فن را با پسر تمرین می کرد. پسر دوست داشت فنون دیگر را هم بیاموزد، اما استاد اجازه نمی داد.
بعد از مدتی استاد پسر را به مسابقات جودو فرستاد. او حریف ها را یکی پس از دیگری شکست داد و سرانجام قهرمان مسابقه شد.
او روی یک ضربه تمرکز کرده بود، و در آن مهارت خاصی پیدا کرده بود. علاوه بر این، در آموزه‌های جودو تنها بدل شناخته شده برای این ضربه، گرفتن دست دیگر حریف بود. اما پسر دست دیگری نداشت!
شما در چه کاری ناقص هستید؟ هر چه هست، بزرگترین نقطه ضعف شما هم می تواند به نقطه قوتی کلیدی تبدیل شود، اگر خلاق باشید.
دیدگاه ها (۲)

تا به کی باید رفتاز دیاری به دیار دیگر

خسته ام فردا نگاهت را برایم پست کنیک بغل حال و هوایت را برای...

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان! لبخند زد.» پرسیدم: «چرا می خن...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

فیک : بین راندها

فیک : بین راندها

بیوگرافی سومیکا کاناکیکو/اوسی شیطان کش/مایل به حمایت?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط