پنجشنبه ها

پنجشنبه ها
اتاقم
از عطر پونه ای می گوید که
پیدا و پنهان مهربانی ات را
پخش می کرد و یاسٍ های عاشق
پهلو به پهلویت
شاهد عاشقانه های بامدادی ات بودند
پنجشنبه ها دلتنگی ام
پهلوانی می کند و
من روی برگ برگ نسترن
می نویسم که کاش بودی
تا ببینی و بدان
که چگونه غم
نداشتنت را در پاکت بهانه هایم
حبس می کنم..
دیدگاه ها (۴۵)

به جــز او را نمی خواهد دلم اصلن، نمی فهمدنه تنها روح عصیانـ...

هرچه گویند بگویند،تو را می خوانمپایِ آن عهد که بستم با دلم م...

فرار از عشق ممکن نیست،فرارم از تو ناممکن...تو یک احساس واگیر...

دلت گرفته...الهی که غم نداشته باشیفدای چشمت اگر دوستم نداشته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط