تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی

تو همان ناب ترین جاذبه ی دنیایی

 
تو پر از حرمت بارانی و چشمت خیس است

حتم دارم که تو از پیش خدا می آیی

 
مثل اشعار اهورایی باران پاکی

و به اندازه ی لبخند خدا زیبایی

 
خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا

چه بگویم که تو زیبا تر از آن رویایی

 
مثل یک حادثه ی عشق پر از ابهامی

و گرفتار هزاران اگر و امایی

 
ای تو آن ناب ترین رایحه ی شعر بهار

تو مگر جام شرابی که چنین گیرایی؟

 
من به اندازه ی زیبایی تو تنهایم

تو به اندازه ی تنهایی من زیبایی

 
عاشقی را چه نیازست به توجیه و دلیل

که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی
S
دیدگاه ها (۲)

زهی صبحی که او آید نشیند بر سر بالینمچشم از خواب بگشایم ببین...

بی تو شهرم قفس است ای همه آزادی منغم مرا همنفس است ای تو همه...

........:'(:'( f

قلب من وقتی که هستی تمامش مال تو...هرچه دارم غیرتنهایی تمامش...

ای تو آن ناب ترين رايحه ی شعر بهار🌸تو مگر جام شرابی که چنين ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط