امروز رفته بودم اون بالا بالا ها نزدیک خدا ..

امروز رفته بودم اون بالا بالا ها نزدیک خدا ..
روستای میجرشین ...
کاری با امکانات و امرار معاش اهالی روستا ندارم هوای عجیبی داشت خیلی تمیز بود.
دیدگاه ها (۱)

حاجی یه مدرسه تو رامسر گرفته بودیم

اصلا به بخش جایزهه کاری ندارم اصلا به من چه خب

★彡   Part 4 彡★ نگاهی به سوزنی که بین انگشت هام قفل شده بود ک...

🌹 دره اجنه، چناران، خراسان رضویدره اَجنه یا دره اَخلَمَد در ...

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

شاهزاده دوست داشتنی من

ویوخواب سوهی+ وقتی چشمام رو باز گردم روی سندلی بسته شده بودم...

رومان روز برفی (پارت6)از زبان ات الان یہ حس عجیب داشتم نمیدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط