لازم است گاهي از خانه بيرون بيايي 

لازم است گاهي از خانه بيرون بيايي 
و خوب فکر کني ببيني باز هم مي‌خواهي به آن خانه برگردي يا نه ؟! 

لازم است گاهي از مسجد ، کليسا و ... بيرون بيايي 
و ببيني پشت سر اعتقادت چه ميبيني ترس يا حقيقت ؟! 

لازم است گاهي از ساختمان اداره بيرون بيايي ، 
فکر کني که چه‌قدر شبيه آرزوهاي نوجوانيت است ؟ 

لازم است گاهي درختي ، گلي را آب بدهي ، حيواني را نوازش کني ، 
غذا بدهي ببيني هنوز از طبيعت چيزي در وجودت هست يا نه ؟! 
 

لازم است گاهي بخشي از حقوقت را بدهي به يک انسان محتاج ، 
تا ببيني در تقسيم عشق در نهايت تو برنده اي يا بازنده ؟! 

لازم است گاهي عيسي باشي ، ايوب باشي ، انسان باشي 
ببيني مي‌شود يا نه ؟! 

و بالاخره لازم است گاهي از خود بيرون آمده 
و از فاصله اي دورتر به خودت بنگري 
و از خود بپرسي که سالها سپري شد تا آن بشوم که اکنون هستم... 

عاشق خدا
دیدگاه ها (۳)

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

تلنگر 👇👇👇👇،جنگی که گلوله ندارد اما ذهن‌ها را تسخیر می‌کندامر...

.....پارت چهارم.....

پروانه جان

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۳ | «خاطره‌هایی که نزدی...

خسف | قصه بیست و ششم: صحیفه سجادیه (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط