«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ࡅ߳ࡐ‌ܭࡅ࡙ࡐ‌ ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ࡅ߭ܥܼܝ‌ܝ̇‌ »

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ࡅ߳ࡐ‌ܭࡅ࡙ࡐ‌ ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ࡅ߭ܥܼܝ‌ܝ̇‌ »

«درخواستی»

«ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ߳ߺߺܙ ܥ‌‌ࡐ‌»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تو با خونسردی گفتی:

> «فقط یاندره و دیوونه نشیا...»



لبخند ران برای چند ثانیه روی صورتش می‌مونه.

اما بعد...

محو می‌شه.

رینـدو که متوجه تغییرش می‌شه، آروم نگاهش می‌کنه.

> «ران؟»



ران جواب نمی‌ده.

فقط نگاهش روی تو ثابت مونده.

چند ثانیه بعد، خیلی آرام می‌گه:

> «دیوونه؟...»



سرش رو کمی کج می‌کنه.

> «من فقط وقتی چیزی رو بخوام، راحت ولش نمی‌کنم.»



رینـدو:

> «اوه نه...»



کاکوچو:

> «ران، قیافت یه‌کم ترسناک شده.»



ران بدون اینکه نگاهش رو از تو برداره، لبخند خیلی کوچیکی می‌زنه.

> «تو گفتی نه.»



مکث.

> «پس من باید دلیلش رو بفهمم.»



رینـدو زیر لب:

> «این دیگه اون ران قبلی نیست... 💀»



ران یک قدم جلو میاد، اما همون‌جا می‌ایسته.

> «نگران نباش.»



لبخندش برمی‌گرده؛ ولی این بار عجیب‌تر از قبل.

> «قرار نیست مجبورت کنم.»



چند ثانیه سکوت.

بعد خیلی آروم اضافه می‌کنه:

> «فقط کاری می‌کنم یه روز خودت بیای و بگی آره.»



رینـدو:

> «گفتم که یاندره نشو!



ران می‌خنده.

> «دیر گفتی.»

پارت بعد هم بزارم؟
دیدگاه ها (۴)

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ࡅ߳ࡐ‌ܭࡅ࡙ࡐ‌ ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ࡅ߭ܥܼܝ‌ܝ̇‌ »«درخواستی»«ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ࡅ߳ࡐ‌ܭࡅ࡙ࡐ‌ ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ࡅ߭ܥܼܝ‌ܝ̇‌ »«درخواستی»موضوع: وق...

سناریو درخواستی رفیق اسکلم

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ߊ‌ܥ‌‌ ܢܚ݅ܭࡍ߭ »«درخواستی»موضوع: وقتی یکی از ا...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡐ‌ࡅ߳ࡐ‌ »«درخواستی»موضوع: وقتی وسط جنگ بر...

سناریو ریندو

فرشته کوچولو ۳......پارت ۲

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »«درخواستی»موضوع: وقتی بالاخره بهت ا...

🎤✨نامجون: نگاهت می‌کنه، لبخند می‌زنه و آروم سرشو تکون می‌ده؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط