از دلم می پرسم:

از دلم می پرسم:
"آیا هم چنان از عشق ناچاری؟"
من تپش های دلم را می شناسم،
پاسخش «آری»ست ..
دیدگاه ها (۴۴)

یا کنج قفس یا مرگاین بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ب...

خواستم گریه کنم، قلب صبورم نگذاشت!وقت زانو زدنم بود، غرورم ن...

اگر در سر کتابم طالعم دوری دستت بودبتاب از چله ی جادو به لطف...

تا درون آمد غمش ازسینه بیرون شد نفسنازم این مهمان که بیرون ک...

گمراه نشود آنکه تپش های دلش حُبّ علی ست...

💜☝... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

«در میانِ تمامِ کلمات، نامِ تو تنها واژه‌ای‌ست که تپش‌های ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط