آخ دلم هیشکی کنارت نیست سر کن با خودت

آخ دلم هیشکی کنارت نیست سر کن با خودت
زیرو رو شو دنیارو زیرو زبر کن با خودت
وقتی میبینی خودت داره کلافت میکنه
از خودت پاشو خودت باشو سفر کن با خودت
هر زمستون پیش از اینکه ریشه پابندت کنه
شاختو بردارو تمرین تبر کن با خودت

یا بسازو دونه دونه مرگ برگاتو ببین
یا بسوزو جنگلی رو شعله ور کن با خودت
سر بچرخونی مسیر روبروتو باختى
سر بچرخونی مسیر روبروت رو باختی
از پل تردید با قلبت گذر کن با خودت
تنها موندی با خودت با دشمنت با دوستت
آخ دلم هیشکی کنارت نیست سر کن با خودت
دیدگاه ها (۱۸)

ذهنست دیگر گاهی فرو میرود در گذشته خودش را جستجو میکند ام...

آنگاه که غرور کسے را لہِ می کنے ، آنگاه ڪہِ ڪاخ آرزوہِاے ڪس...

جمعه در پیش است.. دلگیری از پنجره سرک می کشد..

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ...

P57«...چه‌رین با همین فندک سیگارتو روشن می‌کرد، نه؟»گلوی هوس...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط