چهارشنبه95/3/19ساعت10:50

چهارشنبه95/3/19ساعت10:50

دوزخ کجاست

شبلی مرد عارفی بود که شاگردان بسیاری داشت و حتی مردم عامی هم مرید او بودند. روزی به شهر دیگری رفت در دکان نانوایی و قرص نانی درخواست کرد. 
نانوا به او نان نداد و شبلی رفت. 
مردی آنجا بود که شبلی را می شناخت به نانوا گفت این مرد شبلی بود. 
نانوا گفت: من از مریدان شبلی هستم و به دنبال او رفت و گفت من می خواهم با شما باشم شاگرد شما باشم شبلی نپذیرفت. 
نانوا گفت اگر قبول کنی امشب همه آبادی را شام می دهم شبلی قبول کرد. 
وقتی همه شام خوردند نانوا گفت: 
شبلی دوزخ یعنی چه؟ 
شبلی پاسخ داد دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به شبلی ندادی اما برای رضایت دل شبلی یک آبادی را شام دادی.
دیدگاه ها (۵۴)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۳" در آغوش رویای آبی ات " ...

شبلی و نانواشبلی مرد عارفی بود که شاگردان زیادی داشت، وحتی م...

داستان شبلی و شاطر....شبلی مرد عارفی بود که شاگردان زیادی دا...

داستان «شبلی و شاطر»«شبلی» مرد عارفی بود که شاگردان زیادی دا...

داستان شبلی و شاطر علی شبلی مرد عارفی بود که شاگردان زیادی د...

یک تلنگر به خودمان!! داستان شبلی و شاطر.... شبلی مرد عارفی ب...

حکایت شبلی و نانوا شبلی مرد عارفی بود که شاگردان زیادی داشت...

.عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نان...

عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانو...

💕عارف_و_نانواعارفی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عامه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط