...
𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁴
نامجون: مثلاً، میتونیم اول از ا/ت بخوایم که دوباره فعالیتهای هنری خودش رو شروع کنه. کمکم، یه جوری که انگار داره به زندگی عادی برمیگرده. بعد وقتی طرفدارها با حضور ا/ت کنار ما کنار اومدن، اون موقع میتونیم خبر اصلی رو بدیم.
تهیونگ: این ایده خوبیه! اینطوری طرفدارها هم کمکم با قضیه کنار میان.
نامجون: دقیقاً. پس برنامهمون اینه: اول صحبت با جونگکوک. بعد از اون، باید ببینیم چطور میتونیم ا/ت رو کمکم به فضای عمومی برگردونیم. و بعد از اون، جلسه با کمپانی.
تهیونگ: باشه هیونگ. من آمادهام. هر کاری لازمه انجام بدم، انجام میدم.
نامجون: میدونم که آمادهای. این مسیر آسونی نیست، ولی تو تنها نیستی. ما با هم از پسش برمیایم.
نامجون لبخندی زد و به تهیونگ نگاه کرد.
نامجون: حالا… چطوره که یه شام با هم بخوریم؟ شاید وقتش باشه که برای اولین بار، ا/ت رو هم دعوت کنیم که بیاد پیشمون. اینطوری هم اعضا ا/ت رو میبینن، هم یه تمرین خوب برای روبرو شدن با کمپانی باشه.
تهیونگ با هیجان سر تکان داد.
تهیونگ: عالیه هیونگ! حتماً.
…
𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁴
نامجون: مثلاً، میتونیم اول از ا/ت بخوایم که دوباره فعالیتهای هنری خودش رو شروع کنه. کمکم، یه جوری که انگار داره به زندگی عادی برمیگرده. بعد وقتی طرفدارها با حضور ا/ت کنار ما کنار اومدن، اون موقع میتونیم خبر اصلی رو بدیم.
تهیونگ: این ایده خوبیه! اینطوری طرفدارها هم کمکم با قضیه کنار میان.
نامجون: دقیقاً. پس برنامهمون اینه: اول صحبت با جونگکوک. بعد از اون، باید ببینیم چطور میتونیم ا/ت رو کمکم به فضای عمومی برگردونیم. و بعد از اون، جلسه با کمپانی.
تهیونگ: باشه هیونگ. من آمادهام. هر کاری لازمه انجام بدم، انجام میدم.
نامجون: میدونم که آمادهای. این مسیر آسونی نیست، ولی تو تنها نیستی. ما با هم از پسش برمیایم.
نامجون لبخندی زد و به تهیونگ نگاه کرد.
نامجون: حالا… چطوره که یه شام با هم بخوریم؟ شاید وقتش باشه که برای اولین بار، ا/ت رو هم دعوت کنیم که بیاد پیشمون. اینطوری هم اعضا ا/ت رو میبینن، هم یه تمرین خوب برای روبرو شدن با کمپانی باشه.
تهیونگ با هیجان سر تکان داد.
تهیونگ: عالیه هیونگ! حتماً.
…
- ۵۳
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط