قمارعشق شیرین است اگرچه باز میبازم

قمارعشق شیرین است ، اگرچه باز می‌بازم
تو از آس دلت مغرور و من ، دلخوش به سربازم

چه حکم است اینکه می‌دانی ، که حکم دست من خالی است
دل و دستم که می‌لرزد ، خودم را پاک می‌بازم

ورق برگشته است امروز و تو حاکم..منم محکوم
چه باید کرد با این بخت؟ می‌سوزم و می‌سازم

تو بازی می‌کنی از رو و من آنقدر گیجم که
نمی‌دانم کدامین برگ را باید بیاندازم

اگرحاکم تویی، ای عشق! من تسلیم تسلیمم
همه از برد مغرورند و من بر باخت می‌نازم

قمار عشق با من ، مثل جنگ شیر با آهوست
در این پیکار معلوم است پایانم از آغازم . . .!!
دیدگاه ها (۵)

حس تنهایی:حواسم پرت "عاشقی ات" شدیادم رفت دوست داشتنت را ...

❤ حس ارامش❤ :گلدانهای لبخند رادرحیاط چهره بگذاریدچشم های عاش...

❤ حس ارامش❤ :جــــــــایت خالی چقــــدر هــــوابرای داشــ...

حس تنهایی:خورشید... هر روز صبح برایِ ...زنده بودنِ ما .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط