💜 💜 💜 💜

💜 💜 💜 💜
عشـــــــق...
پارت 170




نیلوفر :
عمه سرمحسن داد زدوگفت : چه غلطی کردی محسن
مهرداد: مهم نیست واسه من
دیگه لیلی مرده
محسن آروم گفت : مهرداد من که ...
مهرداد برگشت نگاش کردوگفت : تو چی ؟ تو چی محسن .بگو دیشب چه غلطی کردی ولی هر چی فکر کردم ننمی تونم دیگه واقعا نمی تونم یه هرزه رو بپذیرم ...حالا هم تو گمشو خونه ای پدرت تا طلاقت بدم
لیلی : واسه اینکه نیلوفر ومحسن مشکل پیدا کردن تو می خوای شانست ....
مهرداد برگشت ومحکم با پشت دست زدتو دهنش وگفت : خفه شو عوضی
لیلی دستشو رو صورتش گذاشت و دهنش که خون میومد برگشت منو نگاه کرد وگفت : ببین بخاطر توه ...ببینید بخاطر زن برادرش منو می زنه ...زن برادرش عشقــ.....
اینبارمحسن سیلی زدش وگفت : دهن کثیفتو آب بکش بخدا قسم مهرداد من کاری نکردم اگه بخاطر دیشبه که لیلی اومد بغلم گفت آشتی کنیم تو اونو بهتر می شناسی مهرداد به قرآن به مرگ مامان بدون هیچ حسی بود ...مهرداد...
عمه جیغ زد وباز مهرداد حالش بد شده بود تحمل این همه تنش رو نداشتم تو بغل مامان گریه می کردم حال مهرداد که بهتر شد محسن زنگ زدآمبولانس وراهی اهواز شدن آقا حسام وعمه هم رفته بودن ولیلی باز راهی خونه ای پدرش شد مامان گریه می کرد وبرای مهرداد دعا می کرد ومن هنوز تو شوک حرفای مهرداد لیلی ومحسن بودم واصلا نمی تونستم بپذیرم مهرداد به برادر وزن خودش شک کرده چرا ؟ مگه محسن لیلی رو دوست داشته ؟ وای خدایا خدایا دارم دیونه میشم یه کاری کن دلم آرامش می خواد
دیدگاه ها (۹۸)

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق...پارت 172نیلوفر:عمه گریه می کرد ومحیا ب...

💜 💜 💜 💜 عشــــــق...پارت 176نیلوفر: محسن : دوست دارم نیلوفر ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق...پارت 168مهرداد :- آره از سرما دندونام ...

💜 💜 💜 💜 عشــــــــق...پارت 169نیلوفر:صبح جمعه بود وهمه تو سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط