یک نفر نیست رهی رو به دلم باز کند!

یک نفر نیست رهی رو به دلم باز کند!
یا که اشفته شدم شادی ام آغاز کند!

ماه من نیست و انگار که دنیا خالیست!
خسته ام کاش صدایی به من آواز کند!

خسته باشی و نفس در سرت آوار شود!
یک نفر نیست برایت خوشی اعجاز کند!

خسته باشی و دلت مرگ بخواهد اما
مرگ هی ناز کند ناز کند ناز کند!

خسته باشی و غمت حال تو را درک کند
کاش این واهمه ها غم به دلم راز کند!

در دلم درد شدیدیست و انگار کسی
در جهان نیست که عشقی به من ابراز کند!

می سرایم غزلی مرگ بیاید اما
مرگ هی ناز کند ناز کند ناز کند!
دیدگاه ها (۸)

تــورا در خلال اندوهم،دوست میدارمای رخساره ی دســـت نیافتنی ...

غریب مکن کسی راکه تو را وطن خود می‌داند...

➰ بهترین آرزو اینه کهکسی اسیر آدمای یک روزه نشه !اصلامیدونی ...

از او بُگـُـذَر …… ڪہ باشـد آزادآنڪس ڪہ تورا بدستِ غم دادهرج...

جادویی عشق part ۷۸ پایان فصل اول دیگه وقتش بود مال من بود و...

پارت ۳۱بعد از حرف مینهو…رسماً حس کردم دمای بدن جونگکوک افتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط