یه روز ی لری…

یه روز ی لری…
یه روز یه ترکی…
یه روز یه قزوینی…
یه روز یه اصفهانی
…مثل مرد جلودشمن وایسادن تا کسی نگاه چپ به خاک و ناموسمون نکنه.
لره…بروجردی بود
ترکه… باکری بود
قزوینیه…بابایی بود
اصفهانیه… همت بود
دیدگاه ها (۱)

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

پیوند خون و اختیارپارت ۷ | سایه‌ای از گذشتهصبح اون روز، برخل...

پارت ۱۹

[•] عمارت عشق [•] part: 16تو پشت بوم بودن. کتاب دست ایلا بود...

نام: قرارداد نفرتPart:²¹ماشین جلوی تالار وایساد.همه یکی‌یکی ...

مال من باش Part:20ـ خانم جئون سریع بیا دفترم...ـ چشم ارباب.....

بچه هاااااااااااامن کلا نارو رو خاک کردم مرددیگه نارو وجودی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط