part:24

part:24
هانی:خوب ات جان من میرم پس کارارو
راسو ریس کنم خدافظ فعلن
+خدافظ
نایو:خدافظ
+بیابریم اتاقم
نایو:بریم
رفتیم اتاقم روتخت نشستیم
+خوب نایو بگو ببینم وقتی نبودم چطوری باکوک دوست شدی
نایو:خوب من همون کاری که توگفتیو کردم و باپسرا خیلی گرم میگرفتم
بعدیه روز تو کافه دیدمش
با یه دختره بود
 خیلی عصبانی شدع بودم بخاطر همون رفتم از کافه بیرون و روصندلی پارک نشستم که ی پسراومد کنارم نشست و بهم گفت بنظر میاد تنهایی
 منم از فرصت استفادع کردم و بهش گفتم میخام باهات دوست شم اونم قبول کردو
 بهش گفتم بریم کافه گفت باشه رفتیم توکافه منم خیلی باپسرگرم گرفتم دستشو گرفتم و از جلو میز کوک
رد شدیم وقتی منو دید معلوم بود خیلی عصبانی شدع
 ولی بهش اهمیت ندادم و رفتیم نشستیم رو صندلی دوتاقهوه سفارش دادیم و خوردیم پسرع هم خیلی
باهام خوب شدع بود که بهم گفت بیبی
بریم شهربازی اولش نمیخاصتم قبول کنم ولی برا لج کوک بلند گفتم حتمالیدی
پسرخندیدو بلندشد
دستشو داز کردمنم دیدم کوک دارع نگا میکنه دستشو گرفتم و ازجلو کوک رد شدیم میخاصتم سوار ماشین پسربشم که
کوک دستموکشید
بهش گفتم ولم کنه ولی ول نکرد پسر اومد گفت ولم کنه ی مشت خابوند توصورتش و دستموومحکم کشیدو منو دنبال خودش بردباسرعت داشت رانندگی میکردکه جلو ی
 عمارت وایساد دستمو محکم کشیدو منو برد تویه اتاق سرم دادزدو گفت چرا بااون پسرع بودم منم بهش گفتم به توچه بهتر بری باهمون دخترکه توکافه باهاش بودی بعد اومد نزدیکم لباشو گذاشت
رولبام خیلی وحشیانه مک میزدمنم همراهیش میکردم چون دوسش داشتم بعد.....(دیگ خودتون بفهمید چیکار کردن😂)
+بگو دیک بعدش چیکار کردین
نایو:یاااا دیگ خر که نیستی بفهم
+اوووو...پس کارتونوکردین(خنده)
نایو:توبه فکر خودت باش که تهیونگ امشب نگات تااین بچه به دنیا بیاد بعد بیا به من بگو
+ایششش...عوضی خر
نایو:والا(خندع)
+دیگ حوصله ندارم میخام یکم بخابم
توام بخاب
نایو:بش
(پرش به شب)
+چشامو باز کردم یه چیزی رو سرم حس کردم‌سرمو برگردوندم که یه جیغ بلند کشیدم...
دیدگاه ها (۹)

پارت ۱۹ × خب چیزه باشه خب کوک که نمی دونه ما باهمیم برای همی...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

فیک تهیونگ

Do I love him, or do I hate him?P²⁰_پاشو بریم بخریم+ایولویو ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط