مُـهم نیست که شانه هایَــت تجسم است

مُـهم نیست که شانه هایَــت تجسم است

و آغوشـت خیال

هـمه یادت اینجاست

نگاهَـت...

صدایَـت...

خنده هایَـت...

دیگر چـه مـیخواهَـم؟

هیــچ!!!!!

دستانَـت را در دستهایَـم جا گذاشتـــے

نگاهَـت را در نگاهَــم

و خیالَـت را در خیالَـم

و مــن آرامَــم

آرام تر از همــیشه!!!!!!
دیدگاه ها (۷)

قَــهر مــیکُنــم تا مُحکمتــــر دستانَم را بگیــریـــــــــ...

بعد از تو ....سختـ خوابَـم میبرد ....مثل دیشبــ ....مثل امشب...

این روزهابا طنابی که دور گردنممهر شده استبه هیچ کجا سفر نمی ...

نشانی از تو ندارم امانشانی ام را برای تو می نویسمدرعصرهای ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط