مافیای من

مافیای من
Part 20
ویو لینو
_وقتی از حموم اومدم بیرون دیدم که یجی روی کاناپه خوابش برده حتی تو خوابم اخم کرده مشکلش چیه؟ مطمئنم تا صبح بدنش درد میگیره خب تقصیر خودشه به من چه
ویو یجی
+وقتی بیدار شدم تمام بدنم درد میکرد نگاهی به ساعت گوشیم کردم که دیدم ساعت 11:45 دقیقه رو نشون میده خبری هم از لینو نبود بلند با خودم گفتم
+میمرد منم بیدار کنه پسره ی.... که حرفم با صدای شخصی نصفه موند
_من خودمم همین الان بیدار شدم و درضمن من چرا باید تورو بیدار کنم
تا رومو برگردوندم با بالا تنه ی خیس و همینطور لخ. ت لینو مواجه شدم که سریع جلوی چشمامو گرفتم
+چرا لخ. تی؟
_چون دوست دارم
+میشه دیگه جلوی من با بدن برهنه نگردی
_فکرامو میکنمو بهت خبر میدم
رفت یک لباس آستین کوتاه لش برداشت و پوشید میتونی دستتو از روی چشمات برداری، من میرم پایین
+باشه برو
.
.
کارای لازمو کردم وقتی میخواستم برم پایین دیدم گوشی لینو زنگ خورد ناخداگاه به گوشیش نگاه کردم که شماره ای با اسم سویون سیو شده بود یعنی کیه؟ همزمان با قطع شدن گوشی لینو هم اومد داخل گفت:
_میگم گوشیه منو ندیدی
+اینجاست بیا ینفر بهت زنگ زد
_کی بود؟
+نمیدونم فکر کنم دوست دخترت بود
_من اصلا دوست دختر ندارم
+پس سویون کیه؟
_منشی پدربزرگمه قرار بود امروز برم شرکت پدربزرگم برای یه سری کارا
نگران نباش با اینکه هیچ علاقه ای بهت ندارم قصد خیانت هم بهت ندارم
+نه اینکه من دارم
_کجا میری؟
+اگه اجازه بدی میخوام برم یچیزی کوفت کنم
وقتی رفتم پایین با همون خانم دیشبی مواجه شدم که با دیدنم تعظیمی کرد و گفت:
¥سلام خانم از دیدنتون خیلی خوشبختم من خانم کیم هستم سر خدمتکار این عمارت
+ سلام منم از دیدن دوبارتون خوشحالم
¥بله درسته، دیشب فرصت آشنایی پیش نیومد
+میتونم بپرسم کجا میتونم یچیزی بخورم آخه بکم گرسنمه
¥بفرمایین از طرف میز صبحانه رو گفتم برای شما و ارباب آماده کنن
+ممنون بابت لطفتون
¥خواهش میکنم انجام وظیفمه
_صبح بخیر خانم کیم
¥صبح بخیر ارباب جوان لطفا بشینید سر میز
_اوهوم
¥چیز دیگه ای لازم ندارین؟
+نه ممنون
_نه خیلی ممنونم
+میخوای جایی بری
_اره از امروز به بعد قراره کارمو به عنوان جانشین پدر بزرگم شروع کنم
+فقط بخاطر اینکه بتونی جانشین پدربزرگت بشی با من ازدواج کردی؟
_مجبور شدم یعنی پدربزرگم از همون روز اول دوست داشت که وقتی من بزرگ شدم جاشو به من بده اما برای اینکه بتونه دهن بقیه رو ببنده گفت که باید با تو ازدواج کنم خب دیگه من برم
+یلحظه صبر کن
_چیزی شده؟
دیدگاه ها (۰)

مافیای منPart 21 ...

لباس یجی تو پارت 21

مافیای منPart 19 ...

مافیای منPart 18 و...

:part 6ساعت نزدیکای ۳ شب بود که با صدای دستگیره در بیدار شدم...

مراقبم باش❤️‍🩹ویو سوزی:داداش خسته از کمپانی اومده بود الان س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط