قلبش گویی در چشم هایش بود

قلبش گویی در چشم هایش بود
با چشم هایش دل می بست؛
با چشم هایش منتظر می ماند؛
و با همان چشمها میتوانست هزاران نفر را به اسارت بگیرد...
اما
زمانی که چشم هایش را بست
دیگر نفس نکشید
کانال.جدید.عاشقانه.های.منو.تو.در.تلگرام
https://t.me/monlightyy/AAAAAEUuSeCdhQ_sJTR6_A
دیدگاه ها (۱)

ای پناهِ دلِ شیدائی من، #عصر_بخیرعشقِ تو مونسِ تنهائی من، #ع...

چنان مستم از#دوست داشتنتکه سر ریز می شودشاعرانگی هایم ..می س...

به هزار دلیل دوستت دارمآخرینش می تواند کیف کوچکت باشد باز شد...

ای عشقت ،آذوقه ی روزهای سرد من !تمامِ زمستان رابا دوست داشتن...

پارت ۱۹(عکس انفرادیو گذاشتم واستون. با تشکر از گپ جی پی تی ک...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

My Vampire Mate Season 2 part : 53

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط