کاش میشد

کاش میشد
خنده ات را خویش نقاشے کنم
دست بر گیسویت
آن ابریشم شوشے کنم
کاش میشد
از شراب چشم شیداےتو مست
بوسه هایم را
به دیوار تنت کاشےکنم
دیدگاه ها (۱)

براےهر اتفاقے‌مے‌توان پاسخے یافتجز براےرفتن‌هاے نابهنگام؛شای...

مدت هاس میخواهم بگویمدوستش دارماما...شما که غریبه نیستید؛روی...

چیزهایےدر زندگے هست که برچسبے روےخود دارند با این مضمون :.« ...

تو یادت نیست .. اما من ، شب ها به صبح رساندم با صداےخفیف ، ح...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت یـازدهـم عاشق همیش...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط