این خیابان

این خیابان
بی لحن دست های تو
شبیه نابینایی ست
که بی عصا
به دنبال مقصد می گردد...
دیدگاه ها (۱)

به گنجشکها گفتم:غصه دانه را نخورندهر روز برایشان دانه می ریز...

جُمعهگاهی...سربازِ خسته ایست که شبِ عروسیِ عشقش در دورترین م...

‌اینکہ گاهے دلم مےگیردگاهے دستانم بہ زندگے نمےرودگاهے یڪ حصا...

جمعه از راه رسیدبه برکت امام زمان (عج)از خدا میخواملحظه هاتو...

مطمعنا تو غیر عادی هستی، تو اصلا شبیه اون آدم های بی فکری نی...

​«دلم گرفته ای رفیق...»​راه، همان است و مقصد همان؛فقط کاش شب...

یه دقیق بینی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط