تابحال از مرز ِ چشمانش فراتر رفته ای ؟

تابحال از مرز ِ چشمانش فراتر رفته ای ؟
توی ِ میدانی به جنگی نابرابر رفته ای ؟

لشکرت وقتی که از دشمن اطاعت می کنند
ناگزیر از دست ِ احساس ِ خودت در رفته ای ؟


بارها و بارها هی التماسش کرده ای ؟
بی سبب آیا به سنگرهای ِ دیگر رفته ای ؟


هی فریبت داده اند اما تو باور کرده ای
اشتباه آیا مسیری را مکرر رفته ای ؟


مرگ ِ یک فرمانده از درد ِ اسارت بهتر است
با فشنگ ِ آخر ِ یک اسلحه ور رفته ای ؟


ضربه های ِ بیشتر معمولا آدم می خورد
هر زمان از راههای مطمئن تر رفته ای !!
دیدگاه ها (۶)

بنشین مرو چه غم که شب از نیمه رفته استبگذار تا سپیده بخندد ب...

تلفیق شراب و شب و سیب است نگاهت لبریـــــــز غـــــزلهـای عج...

دست و پــا گر بشکند با نسخه درمان می شودچشم گریان هم دمی با ...

خسته ام مثل زنی از شاعری شوهرشمثل مردی مانده در احقاق حق همس...

‌🔻 اظهارات امروز پزشکیان، توجه به هشدار رهبری درباره «عدم هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط