مگسی را کشتم

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من می چرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم
دیدگاه ها (۲)

آوار رنگ هیچ وقت هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم ...

یک نامه ام، بدون شروع و بــــدون نام امــروز هـم مطابق معمــ...

سرخ میشوی وقتی می شنوی دوستت دارم زرد میشوم وقتی می شنوم دوس...

اگر بخواهم ترک دیار و یار کنم کجا روم به که روی آورم چه کار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط