درخواستی

#درخواستی
#دوپارتی
وقتی فلیکس زیادی غذا خورده بود و......
Part 2
ویو هیون
رسیدیم بیمارستان و رفتیم داخل اتاق دکتر که پس از معاینه کردن فلیکس لباشو از هم فاصله داد:
~چیز خاصی نیست فقط انگاری خیلی زیاد روی کردن باید بهشون آمپول بزنیم
×نهههه
_اروم باششش ععع ابرومونو بردی(آروم در گوش فلیکس)
~هفتا امپول براش نوشتم...
×یا حضرت خدااا چه خبرته زنیکهه هفتااااا من ک میمیرم
~هی پسر جون برو خداتو شکر کن نگفتم ده تا
_ببخشید خانوم دکتر لیکسی بیا بریم عع
°•°•°•°

×(جیغ)
_چیشدد؟
×(جیغ)
_چیشدهههههه
*اقا صداتو بیار پایین اینجا بیمارستانه چیزی هم نشده این دوست شما خیلی ...
_خیلی؟
*بچسسس مگه سه سالشه داره فریاد میزنه؟
_معذرت میخوام(تعظیم)
*واقعا کههه ایششش

••°°°••
(داخل ماشین)
_خدا بگم چیکارت کنه ابرو برام نذاشتی اوففف...، دِ اخ مرد میدونی چند سالته ک جیغ میزنی واییی
×خب درد داشت
_حقته
×واااا
_تا تو باشی پرخوری کنی
×ایشش...هیون
_بله؟
×گشنمه
_بزار دلت بهتر بشه همین الان رفتی بیمارستان عهه
×عجب
_لیکسیییی رو اعصابم راه نرو بگیر بخواب خدا بگم چیکارت کنه بچه کوچولوووو
×بچه کوچولو خالتههه عمتههه داییتههه.....
_باشه باشه بگیر بخواب تا برسیم خونه یکم بخواب حداقل یکم عقلت سر جاش بیاد
×صبح بخیر
_ها؟
×صبح بخیر
_اهاا اثر دارو هاست
×خب صبح خوش
_احمق شبهه
×چی زری...
_گفتم صبح خوش حالا بخواب دیگهههه
end
با همکاری پرنسس:
https://wisgoon.com/x-huynjinn-x
دیدگاه ها (۱۱۷)

300 تاییمون مبارک 🥳از اینکه تا اینجا کنارم بودین خیلی ازتون ...

#درخواستی#دوپارتیوقتی مافیاست و عاشقته ولی تو دوستش نداری......

#درخواستی#دوپارتیوقتی فلیکس زیادی غذا خورده بود..... Part 1و...

سلام! من واقعیتش احساس تنهایی زیادی میکنم و خواستم بگم که ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط