پارت ادامه خط قرمز

پارت 3 – ادامه: خط قرمز

او هنوز ایستاده بود. نگاهش نه‌تنها از صورت یون‌آه، بلکه از خط گردن تا دکمه‌ی بسته‌ی پیراهنش پایین می‌رفت. بی‌شرمانه و بی‌حرف.

یون‌آه دست به سینه زد؛ نه برای دفاع، بلکه برای حفظ خونسردی.

ـ "اگر ظاهر من باعث پرت شدن حواس شماست، شاید مشکل از خودتونه، آقای کنگ."

لبخند گوشه‌ی لبش نشست.
ـ "شاید هم... حواسم دقیقاً باید پرت بشه."

او قدمی جلو آمد. این‌بار، فاصله بینشان فقط نیم‌قدم بود. صدایش آرام شد، کش‌دار و پر از نفوذ:
ـ "تو اولین کسی هستی که این‌طور با من حرف می‌زنه. می‌دونی این یعنی چی؟"

ـ "یعنی اخراج؟"

ـ "نه... یعنی یا خیلی شجاعی، یا خیلی بی‌تجربه."
لحظه‌ای سکوت کرد. سپس آرام گفت:
ـ "جفش جذابه."

یون‌آه نفسش را در سینه حبس کرد. قلبش داشت از قفسه‌ی سینه بیرون می‌زد.
اما عقب نکشید. فقط نگاهش را قفل کرد توی چشمانش.

ـ "و شما؟ رئیس منید یا شکارچی؟"

او خم شد، خیلی آهسته، به‌قدری که نفس گرمش گونه‌ی یون‌آه را لمس کرد.
ـ "این دو تا خیلی با هم فرق دارن؟"

در همان لحظه، صدای زنگ تلفن فضای اتاق را برید. هر دو عقب رفتند.
رئیس بدون نگاه از یون‌آه گرفت، گوشی را برداشت.
ـ "چی شده؟... جلسه رو بیارید نیم ساعت عقب."

یون‌آه می‌خواست خارج شود، اما صدای او متوقفش کرد.
ـ "نه. تو بمون."

صدایش دوباره سرد شده بود، اما تهش هنوز چیزی داغ و مبهم پنهان بود.

ـ "از حالا به بعد، زمان من، مال توئه. اما یادت نره... هر ثانیه‌ش، هزینه‌داره."


یون‌آه برگشت و روی صندلی روبه‌رویش نشست.
برای اولین بار، حس می‌کرد اینجا بودن فقط یک شغل نیست.

این، بازی خطرناکی بود. و او، داوطلبانه وارد قفس شده بود.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ – لمس اول، مرز آخرسه روز گذشته بود، و یون‌آه هنوز بین...

پارت ۵ – اگر نزدیک‌تر بیای…بارون آروم‌تر شده بود، اما تنش بی...

پارت ۲ – بازی از این‌جا شروع می‌شهیون‌آه پشت میزش نشسته بود؛...

عنوان: آقای رئیس!ژانر: اسـم ///ات، عاشقانهپارت 1 – اولین برخ...

پرنسس من ۱۳

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁷رئیس جئون : خب ..... کیم تو سر چی شرط بندی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط