ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد

ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد
عشق خود صرف همان کن که تو را می فهمد

درد دل،شعر قشنگ،این همه احساس لطیف
به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد

نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر
پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد
دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد
به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد

عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم
پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد

اشک وصل است به خون دل و آن شاهرگت
بهر آن اشک روان کن که تو را می فهمد

گر غمت خلق بدانند شماتت بکنند
پیش آن سرت عیان کن که تو را می فهمد

بگذار هر که دلش با تو نباشد برود
به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد.
دیدگاه ها (۳)

لحظه ے شیرینی که به تو دل بستماز تو پرسیدم من : تو منی یا من...

عاشقت هستم مرا دیوانه تر از این نکنمن خرابم خواهشا ویرانه تر...

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفتخیره در چشم تو آنقدر که ...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط