منتظر مانده ام ای ساحره بیرون بزنی

منتظر مانده ام ای ساحره بیرون بزنی
نیل برداری و از قاهره بیرون بزنی

کرمها دور گلو تار تو را می بافند
وای از آن روز که از حنجره بیرون بزنی

پشت در نام تو را نعره کشیدم شاید
شعله ور گردی و از پنجره بیرون بزنی

قاب تنگی ست بهشتی که به ما سیب نداد
حور من کاش از این منظره بیرون بزنی

آی آبستن احساس خدا خواسته است
مریم من شوی و باکره بیرون بزنی

می گُریزی و می آیی به خیالم هر روز
پس محال است از این خاطره بیرون بزنی

شاعران در شب شعرت همه جمعند که تو
کی به پا خیزی و از کُنگره بیرون بزنی

بادبادک شدم و بازی یه تقدیری تلخ
تا نَخَم را تو کَی از قرقره بیرون بزنی
دیدگاه ها (۱)

چه دژاوو قشنگی :)!

بهترین سناریو فیلم!!

ولی ورژن حسود تئومان یچیز دیگست!!

ولی رابطه برادری این دونفر..

ولی ادسر . . :)!

ولی زیبایی اوزمل :)!

خاطراتمو توی دلم دفن کردم ;)!

فکت!!

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط