دست های ڪوچڪــش به زور به شیشه های ماشیـن شاسی بلنـد

دست های ڪوچڪــش به زور به شیشه های ماشیـن شاسی بلنـد
حــــاجی میــــرسه ...

التمـــاس میڪنــــه. آقـــا آقـــا
"دعـــــا" میخری؟؟؟

و حــــاجـــی
بــــی اعتنـــا، تسبیح دانـه درشتــش را میگــرداند
و بـرای فـرج آقا دعا ميکند...

✖هه✖
دیدگاه ها (۶)

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

اولین تکپارتی که دوپارتی شد ؟✨

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁸﴿ویو راوی﴾ماشین بعد از حدود بیست دقیقه...

پارت ۳۳خانه، حالا دیگر برای رزا شبیه به یک موزه‌ی سرد و بی‌ر...

True Love①(عشق واقعی) مکان: بارا/ت:من باید برم خونه دیروقته ...

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

## فصل سوم: سکوتِ پیش از انفجارمسیر رسیدن به خانه، مثل یک کا...

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط