و این منم زنی تنها

و این منم زنی تنها
در آستانه‌ فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده‌ زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی
دیدگاه ها (۱)

خاطرات از آن‌چه ‌که در اجسام می‌بینیدبه شما نزدیک‌ترند! این ...

زن گفت من هنوز بعد از ده سال که تو چشماتنگاه می‌کنم دلم می‌ل...

مادر بزرگ می گفت حرف سرد مِهر گرم رو از بین می بره!راست می گ...

الزاماً هرکی دوربین میخره عکاس نیست!الزاماً هرکی مینویسه نوی...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط