دزدی در شب، خانه‌ی فقیری می‌جست. فقیر از خواب بیدار شد و

دزدی در شب، خانه‌ی فقیری می‌جست. فقیر از خواب بیدار شد و گفت: ای مردک؛ آن چه تو در تاریکی می‌جویی ما در روز روشن می‌جوییم و نمی‌یابیم.
دیدگاه ها (۱)

درنهایت آدمی را،آن روزهایی تعریف می‌کنند که هیچ‌کس ندید؛ شب ...

چهل روز می‌گذرد و می‌سوزیم و به هر جا می‌نگریم، خاطره‌ای از ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ اسم : ت...

پدرم نیست ...

خانه هست و پدر نیستسر سفره پدریم اما پدر را نمی بینیمدر پناه...

My best friend

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

چشمهای تو بهترین کتاب عاشقانه ی جهان است،سمفونی نُه بتهوون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط