دلهاي ما لب تشنه‌ي باران نورت

دلهاي ما لب تشنه‌ي باران نورت

چشم انتظار صبح زيباي ظهورت

مي باري عطر روشناي صبح دم را

بر جاده هاي شب زده وقت عبورت

ما را ببر با خود به ديدار خداوند

از سمت سهله جمکران، از کوه طورت

آقا اگر هم قلب ما از جنس سنگ است

شايد شود نيمه شبي سنگ صبورت

هر روز بين کوچه هاي فاطميه

لبريز ماتم مي شود چشم غيورت

صاحب عزا با واهمه مي خوانم امشب

مرثيه هاي مادرت را در حضورت

حس مي کني آن التهاب شعله ها را

لحظه به لحظه ، مو به مو ، صورت به صورت

هر روز قبر بي نشاني ندبه دارد

چشم انتظار صبح زيباي ظهورت
دیدگاه ها (۵)

#سلام _مولای غریب تنهایم گفتند رفته ای که بیایی...ولی هنوزای...

بریده روزگار بی تو صبر آشنایت رانسیمی از نفس افتاده ام از نی...

سلام مولای من سلام ارام جانم جمعه_گذشتُ_نیامدی... میــدانـــ...

.. .یک نکته جالب در سخنرانی اخیر سید حسن نصر الله... ..از هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط