درخواستی جیهوپ

درخواستی جیهوپ
موضوع : اسلاید دوم

تکپارتی

باران نرم و پیوسته‌ای روی آسفالت خیابان‌های سئول می‌بارید. ساعت سه صبح بود و نور چراغ‌های خیابان، مانند ستاره‌هایی در مه، کم‌سو می‌درخشید.

جیهوپ، افسر کارآزموده‌ی بخش جنایی، به پرونده‌ای عجیب رسیدگی می‌کرد: سه قتل بی‌نقص، بدون شاهد، بدون اثر انگشت.

قاتل هیچ نشانه‌ای باقی نگذاشته بود—جز یک گل خشک‌شده روی سینه‌ی مقتول.

جیهوپ که همیشه به حس ششمش تکیه داشت، مطمئن بود که پشت این قتل‌ها یک ذهن هنرمند و در عین حال تاریک پنهان است. چیزی در عمق قلبش می‌گفت این پرونده، با بقیه فرق دارد.


در یکی از بازجویی‌هایش، زنی را دید به نام "ات".
آرام، مرموز، با چشمانی مثل شب‌های بدون ماه.
او برای قتل احضار نشده بود، بلکه شاهد یکی از صحنه‌های جرم معرفی‌اش کرده بودند. اما وقتی جیهوپ با او صحبت کرد، به طرز عجیبی دلش لرزید.

ات، هنرمندی نقاش بود. اما چیزی در نقاشی‌هایش با صحنه‌های قتل هماهنگ بود: گل خشک، سایه، رنگ خون.

جیهوپ شک کرد... اما دلش، به جای فریاد زدن "او قاتله!"، به نجوا گفت: "او گم‌گشته‌ست، نه گناهکار."


در تحقیقات بعدی، جیهوپ فهمید که "ات" در گذشته مورد ظلم شدید قرار گرفته. هر قربانی، کسی بود که زمانی در نابودی زندگی او نقش داشت.

اما در کمال تعجب، شواهد نشان می‌داد که ات خودش به تنهایی دست به قتل نزده؛ بلکه کسی دیگر، برای محافظت از او و انتقام، این کارها را انجام داده بود: برادر دوقلویش، که از کودکی پنهان شده بود.

جیهوپ شروع به بررسی دقیق‌تر کرد. بین آنها رابطه‌ای ناگفته شکل گرفته بود. نه عشق در ظاهر، اما همدلی‌ای عمیق، که میان دو قلب زخمی پل زد.


وقتی برادر ات، که سال‌ها تحت درمان روانی قرار گرفته بود، پیدا شد، به قتل‌ها اعتراف کرد. اما پیش از دستگیری، سعی کرد ات را بکشد؛ چون معتقد بود او می‌خواهد "او را تنها بگذارد".
جیهوپ در آخرین لحظه رسید، درگیر در نبردی سخت، برادر ات را متوقف کرد و ات را نجات داد چون از نظر او ات فقط بازیچه این بازی بود نه قاتل.

ات برای مدتی بازداشت شد، نه به خاطر جرم، بلکه برای حفاظت و بررسی روانی. جیهوپ هر روز به ملاقاتش می‌رفت. با او حرف می‌زد. از دنیا، از مهربانی، از امید.


شش ماه بعد

ات آزاد شد. نه به عنوان یک قاتل، بلکه به عنوان زنی که زنده ماند، با زخم‌هایی که دیگر خون نمی‌ریخت. او با کمک جیهوپ نمایشگاهی از نقاشی‌هایش برگزار کرد—نقاشی‌هایی درباره رهایی، حقیقت، و زیبایی روح.

ادامه در کامنت
دیدگاه ها (۱۰)

درخواستی تهیونگ موضوع : اسلاید دوم عنوان : پادشاه سیاهپارت ا...

پارت دوم شبی که تهیونگ فایل‌های رمزگشایی‌شده را دید و فهمید ...

سلام کیوتیا حالتون چطوره ؟؟؟ من برگشتم دلم براتون ی ذره شده ...

⁦(⁠。⁠・⁠ω⁠・⁠。⁠)⁠ノ⁠♡⁩ امروز روز ارمیاس روزتون مبارک باش کیوتیا...

دهکده جادویی بانگو پارت هشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط