ﺷﻌﺮ ﻭ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ

ﺷﻌﺮ ﻭ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻡ ...
ﮔﺮﻩ ﯼ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﺍﺕ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ
ﻣﻦ ﻫﯽ ...
ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ
ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﺕ
ﻭ ﺗﻮ ﻣﺤﮑﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ...
ﮔﺮﻩ ﺍﻡ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺕ....

دوستت دارم ماه زیبایم..خوشحالم که در آسمان قلبم می‌درخشد..
دیدگاه ها (۱)

ﻣﺜﻞ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﻦ ﺁﺯﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ...

هیچ چیز و هیچ کس مثل تو نیست...مثل تو پیدا نخواهد شد...دردت ...

دلم که برایت تنگ میشود کنار پنجره میروم و مسیر آمدنت را تماش...

زندگی ام تو خوب باشی من هم خوبم.تمام خوبی ها را از تو دارم.....

از ""رفاقت"" میگویند ولی رفیق نیستند...ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط