ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
پارت 26
آره حتما دوست دختر پیدا کرده
به جهنم
اصلا به من چه
رفتم و یه آب گیلاس برداشتم و خوردم نوبت به سخنرانی ها رسید و منم مجبور بودم برم
لوسی: سلاممم به همگی من کیم لوسی هستم دختر کیم جونگی
خیلی ممنونم که همگی شرکت کردید داخل این مجلس
و همین خدا نگهدار
و همه برام دست زدن
رفتم و نشستم یه گوشه و با گوشیم ور میرفتم که همون دختره اومد کنارم و. نشست
میسا: سلام
لوسی: سلام
میسا : من جئون میسا هستم
لوسی : خب
میسا : تو جونکوک رو دوست داری
لوسی : چییی معلومه که نه تو مگه دوست دخترش نیستی برو پیشش دیگ
میسا : خب آره هستم و قرار باهم نامزد کنیم فردا بیا اینم کارت دعوت منتظرتیم
ویو جونکوک ✨
امروز برای اولین بار خواهرم میسا رو میبینم اون از وقتی که. بدنیا اومد بردیمش پاریس و هیچ‌کس نمیدونه که من یه خواهر دارم ازش خواستم که نقش دوست دخترم رو بازی کنه
ادامه دارد....
بچه تا شب براتون می‌زارم پارت های جدید رو درک کنید اینجارو دارن بکوب میزنن
دیدگاه ها (۱۳)

ازدواج اجباری پارت 27و به پدر و مادرم هم گفتم که یه مراسم نا...

ازدواج اجباری پارت 28یه میکاپ کم انجام دادم و یه برق لب از ...

ازدواج اجباری پارت 25فلش بک به فردا صبح امروز مهمونی داشتیم ...

ازدواج اجباری پارت 24کوک : نمیتونم بیام بار خودم لوسی : چییی...

ازدواج اجباری پارت 23امروز میخواستم با فیلیکس دوستم برم بار ...

ازدواج اجباری پارت 37خب کوک‌ الان می‌خوام لباس بخرم تو بشین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط