هبوطمن بمانند نوزاد گنگی هبوط کلمات را نظاره گرم

هبوط....من بمانند نوزاد گُنگی، هبوط کلمات را نظاره گرم

و تولد موسیقی از ساز شکسته شده را...

صدای پاییز هنوز در گوشهای کَرَم میپیچد !!

و من دلتنگم هنوز، بسان ماهی های تُنگ بلور ...

دلتنگ دریایی که نیس
شیشه ای که تو خالیست

رنگ خورشیدی که طلایست
و پاییز که بی تو نیست ت ت ت ت ت..... هبوط
دیدگاه ها (۵)

هبوط...اینقدری شده که من بگم و تو بخندی به همه چیزایی که گذش...

هبوط...با کنجکاوی پرسید: whre are you from? اهل کجا هستی؟تا ...

هبوط...به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل... به هوش بودم...

هبوط... تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیباییدری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط