تومال منی پارت
تومال منی پارت۱۷
ویو دریا و ساحل
مری: الان تو کشتی هستیم و من مایو و بیکینی آوردم اما میخوام تهیونگ رو عصبی کنم بیکینی میخوام بپوشم و بگم مایو نیاوردم و توما هم هست عالیه البته حس خوبی ندارم اما خب مریضم دیگه
ته: منتظر مری بودم که بله بیکینی پوشیده بدجور حسودی کردم چون توما هم بود
مری:من میخوام برم تو دریا
ته:چشمم روشن قرصاتو به نخوردی بیکینی پوشیدی تو آبم که میخوای بری نه خیر دکتر گفت نباید بری تازه جلو توما میخوای اینجوری باشی؟(جدی و عصبی)
مری:مگه چشه تازه دکتر واس خودش گفت من میخوام برم تو آب
ته:مایو بپوش (جدی و عصبی صدای بم)
مری:مایو نیاوردم (جدی و دروغ میگه مایو اورد)
ته:روی این پس یه چیز بپوش (جدی و صدای بم و عصبی)
مری:نمیخوامممم (خیلی کم بلد حرف زد و جدیه)
ته:باشه خودت خواستی
تهیونگ داشت نزدیکم میشد که من خوردم که در اتاق و دستامو بالای سرم سنجاق کرد و سرش رو تو گردنم کرد و کیس مارک وحشتناکی گذاشت که مطمئنم کبود میشه
مری:آههه بسه دردم میاد کبود میشه
ته:تموم شد حالا همه دیگه میدونن خانم کیم مری صاحب داره
مری:تا جوری که نباید باهات حرف بزنم ساکت باش (جدی و چشم غره رفت و بعد رفت بپره تو دریا که
ته:حرف دکترو یادته نفست ممکنه قطع شه
مری:بدون اهمیت پرید تو دریا و شنا میکرد
ته: خیلی لجبازی خانم کیم مری خیلی
مری:احساس بدی داشتم انگار داشتم از حال میرفتم و نمیتونستم خوب نفس بکشم
ته:مری خوبی؟ (پرید توی اب)
مری:نه خوب نیستم برم بالا (نفس نفس و چشماش رو بست)
ته:نه مری سعی کن چشمات رو باز نگه داری نفس بکش
مری رو بردم توکشتی و بهش آب دادیم
اوا:مری چشمات رو باز. کن قشنگم
ترنم: تهیونگ بیا بهش آب بده
مری:چشمام رو باز کردم همه دورم بودن
ته:زندگیم بهوش اومدی(گریه)
مری:گریه نکن دیگه چیزی نیست ببخشید من خیلی لجبازی کردم
ته:خوبه خودت میدونی (خنده و گریه)
مری: دیدم بیکینی ندارم یعنی کی لباسم رو عوض کرد ، آه این لباس تهیونگه یه شلوارک و یه تاب داشتم
ته:آره
مری:چی آره
ته:من لباساتو عوض کردم
مری:خجالت کشید و قرمز شد
اوا: آره تهیونگ عوض کرد تازه به ما گفت برید بیرون(خنده)
ته:خب دوست ندارم بدن روببینن
ترنم:چی ما سه تا باهم رفتیم حموم بدون لباس کنارهم خوابیدیم چی میگه این
مری:ترنم و اوا خانم بس نیست انقدر خجالت کشیدم؟
ته:من که...
مری:میدونم(بلند)
همه: خنده
خب خلاصه همه رفتیم هتل و شام خوردیم که همه از غذاهای ایرانی لذت بردن
و همه اعضا رفتن اتاقشون
جیمین:تهیونگ داداش بد نگذره رفتی غاتی مرغا
مری:شنیدما مرغ خودتی التبه تو جوجه ای
جیمین:داداش این گوشاش چقدر تیزه هیچی پاره ای تهیونگ
ته:مگه من میخوام دور از زنم چیکار بکنم؟
همه ی اعضا :زنم؟
مری: تهیونگ تو منو خاستگاری کن بعد ازدواج کن بعد بگو زنم
نامی:تهیونگ راس میگه گوجه شد دختره ازپس خجالت کشید
ته:لبخند مستطیلی
شوگا: پس تو هم اسفندی هستی مثل من
مری:اِه توهم اسفندی؟ چه باحال چند اسفندی؟
شوگا:واقعا که همین انقدر پیگیرمونی؟
ته:عظم به حضورتون که مری خیلی مغروره و اصلا پیگیر کسی نیست
همه :اووووووو
مری:لبخند برعکس
خلاصه که داشتیم میرفتم بخوابیم که اتاق منو تهیونگ جدا بود
ته:من میمیرم بدون تو
مری:منم(بغض)
جیهوپ:اَه اَه چندشآور
جین:دارم بالا میارم
شوگا:من اینارو نمیشناسم
اوا:عوققق
ترنم:حال بهم زنا
مایسا:مری بیا تا خودم نبردمت به زور
سدنا:تهیونگ تخت منو مری یکیه هه برو عشق کن
کوک:تخت منو تهیونگ هم یکیه
سدنا:خب به نقطه راست چپم
ته: لب مری رو سطحی بوسید و همه رفتم لالا(برو ذهن کثیفت رو با اسید بشور)
ادامه دارد.....
دستم والا شکست
ویو دریا و ساحل
مری: الان تو کشتی هستیم و من مایو و بیکینی آوردم اما میخوام تهیونگ رو عصبی کنم بیکینی میخوام بپوشم و بگم مایو نیاوردم و توما هم هست عالیه البته حس خوبی ندارم اما خب مریضم دیگه
ته: منتظر مری بودم که بله بیکینی پوشیده بدجور حسودی کردم چون توما هم بود
مری:من میخوام برم تو دریا
ته:چشمم روشن قرصاتو به نخوردی بیکینی پوشیدی تو آبم که میخوای بری نه خیر دکتر گفت نباید بری تازه جلو توما میخوای اینجوری باشی؟(جدی و عصبی)
مری:مگه چشه تازه دکتر واس خودش گفت من میخوام برم تو آب
ته:مایو بپوش (جدی و عصبی صدای بم)
مری:مایو نیاوردم (جدی و دروغ میگه مایو اورد)
ته:روی این پس یه چیز بپوش (جدی و صدای بم و عصبی)
مری:نمیخوامممم (خیلی کم بلد حرف زد و جدیه)
ته:باشه خودت خواستی
تهیونگ داشت نزدیکم میشد که من خوردم که در اتاق و دستامو بالای سرم سنجاق کرد و سرش رو تو گردنم کرد و کیس مارک وحشتناکی گذاشت که مطمئنم کبود میشه
مری:آههه بسه دردم میاد کبود میشه
ته:تموم شد حالا همه دیگه میدونن خانم کیم مری صاحب داره
مری:تا جوری که نباید باهات حرف بزنم ساکت باش (جدی و چشم غره رفت و بعد رفت بپره تو دریا که
ته:حرف دکترو یادته نفست ممکنه قطع شه
مری:بدون اهمیت پرید تو دریا و شنا میکرد
ته: خیلی لجبازی خانم کیم مری خیلی
مری:احساس بدی داشتم انگار داشتم از حال میرفتم و نمیتونستم خوب نفس بکشم
ته:مری خوبی؟ (پرید توی اب)
مری:نه خوب نیستم برم بالا (نفس نفس و چشماش رو بست)
ته:نه مری سعی کن چشمات رو باز نگه داری نفس بکش
مری رو بردم توکشتی و بهش آب دادیم
اوا:مری چشمات رو باز. کن قشنگم
ترنم: تهیونگ بیا بهش آب بده
مری:چشمام رو باز کردم همه دورم بودن
ته:زندگیم بهوش اومدی(گریه)
مری:گریه نکن دیگه چیزی نیست ببخشید من خیلی لجبازی کردم
ته:خوبه خودت میدونی (خنده و گریه)
مری: دیدم بیکینی ندارم یعنی کی لباسم رو عوض کرد ، آه این لباس تهیونگه یه شلوارک و یه تاب داشتم
ته:آره
مری:چی آره
ته:من لباساتو عوض کردم
مری:خجالت کشید و قرمز شد
اوا: آره تهیونگ عوض کرد تازه به ما گفت برید بیرون(خنده)
ته:خب دوست ندارم بدن روببینن
ترنم:چی ما سه تا باهم رفتیم حموم بدون لباس کنارهم خوابیدیم چی میگه این
مری:ترنم و اوا خانم بس نیست انقدر خجالت کشیدم؟
ته:من که...
مری:میدونم(بلند)
همه: خنده
خب خلاصه همه رفتیم هتل و شام خوردیم که همه از غذاهای ایرانی لذت بردن
و همه اعضا رفتن اتاقشون
جیمین:تهیونگ داداش بد نگذره رفتی غاتی مرغا
مری:شنیدما مرغ خودتی التبه تو جوجه ای
جیمین:داداش این گوشاش چقدر تیزه هیچی پاره ای تهیونگ
ته:مگه من میخوام دور از زنم چیکار بکنم؟
همه ی اعضا :زنم؟
مری: تهیونگ تو منو خاستگاری کن بعد ازدواج کن بعد بگو زنم
نامی:تهیونگ راس میگه گوجه شد دختره ازپس خجالت کشید
ته:لبخند مستطیلی
شوگا: پس تو هم اسفندی هستی مثل من
مری:اِه توهم اسفندی؟ چه باحال چند اسفندی؟
شوگا:واقعا که همین انقدر پیگیرمونی؟
ته:عظم به حضورتون که مری خیلی مغروره و اصلا پیگیر کسی نیست
همه :اووووووو
مری:لبخند برعکس
خلاصه که داشتیم میرفتم بخوابیم که اتاق منو تهیونگ جدا بود
ته:من میمیرم بدون تو
مری:منم(بغض)
جیهوپ:اَه اَه چندشآور
جین:دارم بالا میارم
شوگا:من اینارو نمیشناسم
اوا:عوققق
ترنم:حال بهم زنا
مایسا:مری بیا تا خودم نبردمت به زور
سدنا:تهیونگ تخت منو مری یکیه هه برو عشق کن
کوک:تخت منو تهیونگ هم یکیه
سدنا:خب به نقطه راست چپم
ته: لب مری رو سطحی بوسید و همه رفتم لالا(برو ذهن کثیفت رو با اسید بشور)
ادامه دارد.....
دستم والا شکست
- ۵.۳k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط