این سروده ام را تقدیم میکنم به کارگران عزیزوزحمتکش
این سروده ام را تقدیم میکنم به کارگران عزیزوزحمتکشِ :
(کار گر)
زینتِ مُلکِ بیان ای کارگر*
مایه ی فخرِ جهان ای کارگر*
برعرقهایِ جبینِ تو قَسَم+
برقد وآن قامتی که گشته خَم+
برتلاش وسعیِ روز افزونِ تو*
بر دلِ دریائی و محزونِ تو*
بردو دستِ پینه دار وخسته ات×
برلبانِ شِکوِه دارو بسته ات×
درشمال ودرجنوب وغرب و شرق*
گیتی از رنجِ توشد پرزرق وبرق*
فتحِ دریا و زمین وآسمان×
حاصلِ عشقِ تو بوده بی گمان×
زندگی با رنجِ تو هموار شد-
شوره زارش گلشن وگلزارشد-
تاحریفِ صخره ی صمّا شدی*
دلخوش از فردا و فرداها شدی* دیدگانت غرقه در دریایِ غم+
سینه ات سرشار از درد و اِلَم+
گرپریشان خاطر و آزرده ای*
گر ستم ازچرخِ گردون دیده ای*
تکسوارِ مرکبِ غیرت توئی+
لایقِ گلواژه ی رحمت توئی+
آفرین برهمّتِ والایِ تو*
برشُکوهِ عزّتِ عنقایِ تو*
بهرِ ایرانِ من ای شایسته خو+
شانه هایت تکیه گاهِ آرزو+
ای عظیم: این اشکِ میگونِ قلم*
بر رخِ هرکارگر شد هدیه ام*
++++++++++++++++++++++++++++
شاعر عبدالعظیم عربی .ماهشهر. بندرامام
(کار گر)
زینتِ مُلکِ بیان ای کارگر*
مایه ی فخرِ جهان ای کارگر*
برعرقهایِ جبینِ تو قَسَم+
برقد وآن قامتی که گشته خَم+
برتلاش وسعیِ روز افزونِ تو*
بر دلِ دریائی و محزونِ تو*
بردو دستِ پینه دار وخسته ات×
برلبانِ شِکوِه دارو بسته ات×
درشمال ودرجنوب وغرب و شرق*
گیتی از رنجِ توشد پرزرق وبرق*
فتحِ دریا و زمین وآسمان×
حاصلِ عشقِ تو بوده بی گمان×
زندگی با رنجِ تو هموار شد-
شوره زارش گلشن وگلزارشد-
تاحریفِ صخره ی صمّا شدی*
دلخوش از فردا و فرداها شدی* دیدگانت غرقه در دریایِ غم+
سینه ات سرشار از درد و اِلَم+
گرپریشان خاطر و آزرده ای*
گر ستم ازچرخِ گردون دیده ای*
تکسوارِ مرکبِ غیرت توئی+
لایقِ گلواژه ی رحمت توئی+
آفرین برهمّتِ والایِ تو*
برشُکوهِ عزّتِ عنقایِ تو*
بهرِ ایرانِ من ای شایسته خو+
شانه هایت تکیه گاهِ آرزو+
ای عظیم: این اشکِ میگونِ قلم*
بر رخِ هرکارگر شد هدیه ام*
++++++++++++++++++++++++++++
شاعر عبدالعظیم عربی .ماهشهر. بندرامام
- ۳۱۰
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط