رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه خانم اومد ب

رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه خانم اومد بالای سرم گف داری چیکار میکنی??منم گفتم دارم دعا میکنم خدا کمکم کنه!!
گف پس اینا چیه رو دستت?!?!?








منم یه نگا کردم گفتم:

وای باورم نمیشه خدا جوابارو بهم رسوند!!!!

یه دفعه مراقبه گفت: تورو خدا دعا کن منم شوهر گیرم بیاد
دیدگاه ها (۳)

spanish girl:۱۰

برده عمارت جئون

رمان دخت من

دختر کوچولوم

پارت ۶

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط