گاه و بیگاه پر از پنجره های خطرم

گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم
به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم

گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم
قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که منم

🍃🌸
علیرضا آذر
دیدگاه ها (۱)

کاش من و تودو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم..تنگ در آغوش همخو...

چـو همـ‌رهـم تـو نباشـیسفـر چـه سـود کـنـد ؟#مولانا

دکتر میگه تو واقعی نیستی، خیال منیخیال آخه بوی گندم خام میده...

از همه غم انگیزتر زمانی می‌باشد کسی که دوستش داری ﻫﯿﭻ ﺗﻼﺷﯽ ﺑ...

فکر بیکرانچند وقتیس‌ برای شعر میکوشم برای بیت تازه ای میجوشم...

پارت 2ویو ا.تچشمام رو باز کردم سرم گیج می‌رفت اینجا کجاست دا...

پارت۲خب ادامه ی رمان مارینا و موزانراستی چند روز دیگه عروسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط