پارت

پارت ۴۲


رزت : ببخشید

* داشتم رد میشدم مچ دستمو گرفت *

کامیلان : کجا میری با این عجله ؟

رزت : میرم کتاب خونه این کتاب و بخونم

کامیلان : اینو کالیکس بهت داده؟

رزت : اوهوم تو از کجا میدونی؟

کامیلان: این کتاب و از کتابخونه مدرسه برداشتم

رزت : مدرسه؟

کامیلان : آره مدرسه سلطنتی

رزت : آها... خب باشه میبینمت

کامیلان : باشه

* توی کتاب خونه بودم و داشتم کتاب رو میخوندم که یه نوشته نظرم رو جلب کرد *

رزت : استیگما ها سه رتبه دارن؟
رتبه ی سوم رتبه ی دوم رتبه ی اول
رتبه ی اول قویترین هان و رتبه ی سوم ضعیف ترین ها

* داشتم میخوندم که خوابم گرفت و سرم گذاشتم رو میز .... *

پرش زمانی //

ابیل : هی رزت.... رزت

رزت : هوم..

ابیل : بیدار شو برو تو اتاقت بخواب اینجا نخواب

رزت : باشه

* بلند شدم و کتاب و برداشتم رفتم *

* وقتی وارد شدم کیان با ظاهر روباهیش روی مبل بود *

رزت : اینجا چیکار میکنی؟

کیان : همیشه میام اینجا تو کجا بودی؟ .

رزت : تو کتاب خونه... میتونم یه سوال ازت بپرسم

کیان: چته

رزت : تو رتبه چندی؟

کیان : اول

رزت : وا... واقعا؟

کیان : آره

رزت : آها

کیان : از کجا این سوالو در اوردی؟

رزت : این کتاب!

* با دیدن کتاب تعجب کرد *

کیان : اونو از کجا اوردی؟

رزت : امم.. کالیکس بهم داد

کیان : میدونستی اگه این کتاب و بخونی میتونی طلسم اجرا کنی یا از جادو استفاده کنی؟

رزت : چ... چی... چیییی؟!!
دیدگاه ها (۲)

پارت ۴۱ کیان : این سوالا از کجات در اومدن. رزت : از مغزم کیا...

پارت ۴۰رزت : هی کیان کیان : چته؟ رزت : میخوام همیشه شمشیرم ه...

پارت ۳۹ * همینطوری داشتم با کالیکس و کامیلان و ابیل تو بازار...

پارت ۲۷ پرش زمانی **رزت : صبح بخیر کالیکس : صبح بخیر کامیلان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط