part _7_

ارتا~
این دختره دست سارا رو از پشت بسته ، حاضرم چند ساعت دیگه ام نگاش کنم مخصوصا وقتی خوابه خیلی دلبر میشه وایییی اینقد نازه دلم میخواد بخورمش
«وجی: ایجور زل زدی بهش تموم میشه بدبخت ° وجی لال بمیر تا شتکت نکردم° اه اه وحشی مالع خودت بابا»
یهو دلم خواس ببوسمش صورتمو نزدیک صورتش کردم خیلی نرم و تشنه بوسیدمش ....
اخخ من چقد این دخترومیخوامش باید اعتراف کنم عاشقش شدم...
نازی~
همینجور با خودم درگیر بودم ک ..
عه وا چیشد بوسم کرد؟ یعنی واقعا ارتا بوسیدم؟!
اخخخ تو نمیری چقد خوبعع لعنتیییی ...
وا کثافت بیشور تازه داشتم حال میکردما نصفه ول میکنع :/
ارتا~
واقعا نمیتونستم ازش دل بکنم لبامو مماس لباش بردمو .....
نازی~
ارتا یکاری کرد یهو چشامو مث جن زدع ها باز کردم
اون داشت لبامو میخورد:/
_ عه ... بیداری..؟
+ او..هو..م
_ چیزه ... ( اینجا ارتا دوبارع لبای نازی رو میبوسه)
اوففف چقد این پسر مث خودم خره خجالت سرش نمیشه دوبارع داره میبوستم ...
مشغول لبای هم بودیم نمد چرا جلوشو نمیگرفتم یه حسی داشتم ارتام انگار از خداش بود ...
ارتا خیلی وحشیانه داش میبوسیدم دردم گرفته بود مزه خونو تو دهنم حس میکردم ک یهو...
....
«خوشگل وحشی»
دیدگاه ها (۷)

part _ 3_

part _9 _

part _8_

part _ 12_

part _20_

part _ 15_

part _19_

part _21_

part_۱۶_

من عاشقم؟ پارت 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط