(Just a game?)
(Just a game?)
Part35
چند روزی از اون روزی که جونگکوک اومده بود بیمارستان گذشته بود و من یه لحظه هم نبود که بهش فکر نکنم آره من احمق بعد شش سال هنوز دوسش دارم با اون همه کاری که باهام کرد ولی بازم دوسش دارم
(ویو جونگکوک)
پشیمون بودم زیاد بعد خیانت دوباره ی یونا تازه فهمیدم چه کاری کردم ولی کار از کار گذشته بود مایا رفته بود سعی کرده بودم شماره ش از بچه ها بردارم ولی هیچکدوم نمیدادن
شش سال گذشت و من بلاخره بعد شش سال دیدمش چقدر قشنگ تر شده بود بزرگتر شده بود محوش بودم که اونم به من نگاه کرد ولی سریع نگاهشو دزدید
اون موقعی که دستش دور بازوی اون پسره سوهو برده بود دلم میخواست بزنم تو دهن پسره ولی حیف که نمیشد
موقعی که باهم رقصیدن انگار که داشتم آتیش میگرفتم اون پسره ی..
تو این یک هفته با خودم کلنجار میرفتم که چطور برم پیش مایا
که فهمیدم تو بیمارستان مشغول به کاره
وقتی رفتم داخل معلوم بود که شکه شده ولی به روی خودش نمیآورد
وقتی سرد حرف میزد بیشتر و بیشتر پشیمون میشدم
حرفاش بد ناراحتم کرد و حقمم بود
ولی من هر جور که شده بدستش میارم
وقتی از اتاق اومدم بیرون با اون پسره مواجه شدم خدایا اینم اینجا کار میکنه با اون قیافه رو مخش و پوزخند مسخره ش نگام میکرد جلو خودم گرفته بودم که نزنم تو دهنش و از اونجا رفتم
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
Part35
چند روزی از اون روزی که جونگکوک اومده بود بیمارستان گذشته بود و من یه لحظه هم نبود که بهش فکر نکنم آره من احمق بعد شش سال هنوز دوسش دارم با اون همه کاری که باهام کرد ولی بازم دوسش دارم
(ویو جونگکوک)
پشیمون بودم زیاد بعد خیانت دوباره ی یونا تازه فهمیدم چه کاری کردم ولی کار از کار گذشته بود مایا رفته بود سعی کرده بودم شماره ش از بچه ها بردارم ولی هیچکدوم نمیدادن
شش سال گذشت و من بلاخره بعد شش سال دیدمش چقدر قشنگ تر شده بود بزرگتر شده بود محوش بودم که اونم به من نگاه کرد ولی سریع نگاهشو دزدید
اون موقعی که دستش دور بازوی اون پسره سوهو برده بود دلم میخواست بزنم تو دهن پسره ولی حیف که نمیشد
موقعی که باهم رقصیدن انگار که داشتم آتیش میگرفتم اون پسره ی..
تو این یک هفته با خودم کلنجار میرفتم که چطور برم پیش مایا
که فهمیدم تو بیمارستان مشغول به کاره
وقتی رفتم داخل معلوم بود که شکه شده ولی به روی خودش نمیآورد
وقتی سرد حرف میزد بیشتر و بیشتر پشیمون میشدم
حرفاش بد ناراحتم کرد و حقمم بود
ولی من هر جور که شده بدستش میارم
وقتی از اتاق اومدم بیرون با اون پسره مواجه شدم خدایا اینم اینجا کار میکنه با اون قیافه رو مخش و پوزخند مسخره ش نگام میکرد جلو خودم گرفته بودم که نزنم تو دهنش و از اونجا رفتم
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
- ۲.۲k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط