گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد

گرگی دیدم که از وفای سگها گلگی میکرد

گفت به سگی تکه استخونی دادم
ودرعوض گله گوسفندان را گرفتم

گرگ میگفت من اگر پاره پاره میکنم
نه بخاطر زیاده خاهی خودمه
بلکه فکربچه های روباه
فکر بچه های کفتار هم میکنم

من اصالتم از دست نرفته

برای سگ ناراحتم
که چرا فکر بچه های چوپان را نمیکند

به تمامه سگ صفتان روزگار میگم
اگه خاستی کسی بفروشی
فکر خانوادشم بکن

بسلامتی گرگی که اگه پاره میکنه
فکره همه چی میکنه؟
نه سگای ای روزگار که وفا یادشون رفت!


بسلامتی گرگ اصیل
نه سگای رییس؟

بسلامتی لاتای بامرام
نه با شخصیتهای سگ مرام

بسلامتی عاشقای فقیر
نه عاشقای پول پرس؟


بسلامتی شبای سرد گرگی
نه روزای گرمه سگی..!
دیدگاه ها (۵)

دختـــرک بود و پســـــری هوس باز . . . .مشــــروب بود و ســـ...

آسمان....تو چرا اینگونه شعله میکشی و فریاد میزنی؟!چرا ناله م...

مهربانـــم . . . .شرمنــده ام کــه هیچ وقت،مهربانــی هایت را...

دوباره تنها شده امدوباره دلم هواي تو را کردهخودکارم را از اب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط