من

من
بہ ڪَمنامیِ خویش
پناه برده ام...
مرا همین ڪافےسٺ..
شعرے باشم ڪہ شاعرش هنـــوز نسروده

#مجید_وادی
دیدگاه ها (۶)

شهریوراین ته تغاریِ نازک نارنجی آفتاب،از راه رسیده.از دیر با...

زندگی نوبر انجیر سیاه ،در دهان گسِ «تابستان» است.#سهراب_سپهر...

باز ڪن پنجرہ را با دمِ صبحباید از خانه‌ے دل گَرد پریشانے رُف...

دلم بهانه ی تو را داردتو می دانی بهانه چیست؟!بهانه همان است ...

تڪیہ گاهم ڪہ تو باشيبہ ڪوه تڪیہ داده ام انگارتمام دنیا هم آو...

بعضے وقتا یڪے تو لیست مخاطباے گوشیت هستڪہ نہ میتونے بهش زنگ ...

مرا بخوان...موسیقے عشق بہ لب هایت مے آید...دوست داشتن را، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط