پنجره ایست نیمه باز که کسی انجا مرا به اسم صدا می کند با

پنجره ایست نیمه باز که کسی انجا مرا به اسم صدا می کند با آوازی خوش و من به روشنایی می اندیشم به افق چشمانی که برمن می تابد . آری کسی است که ستاره را برایم می چیند و مرا به وضوح می بیند و من از تنگناها عبور می کنم ، شاید قصد نور می کنم . کوه تنهایی را از خود دور می کنم بی آنکه امیدی داشته باشم ولی لحظه لحظه ی وجودم نشات گرفته از عشق بی کران اوست . لحظه لحظه حضورم تابع آب آسمان اوست . کسی آنجاهست می دانم . کسی آنجا هست درلابه لای خطوط ذهن و خاطر من . محوناشدنی است از روح . متواتر ترین پنجره نیمه باز است مرا صدامیکند می دانم او مرا دعا میکند ...
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❼قاعده‌ای وجود ندارد كه به درد همه بخورد، هر كس ب...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت دوم 𓆪 🖤🥀باران بی‌و...

نمیبخشمت p.22

پارت هشتم: طوفان در سکوتصدای باز شدن درِ اصلی عمارت کیم، سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط