افتتاح اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی (۱۳۵۹ ه.ش): افتتاحِ
افتتاح اولین دورهٔ مجلس شورای اسلامی (۱۳۵۹ ه.ش): افتتاحِ صندلیها، تعطیلیِ شهامت
بخشِ اول: سقوطِ حدِّ اعتبار در آستانهٔ آتش
۱) جنگ که بر سرِ کشور فرود آمد، مجلس باید «مغزِ بیدارِ تصمیم» میبود؛ اما آنچه دیده شد، ستونهایِ لرزانِ نهادی بود که پیش از اصابتِ بمب، از درونِ هراس ترک برداشت.
۲) افتتاحِ مجلس، وقتی با غیبت در لحظهٔ خطر گره بخورد، دیگر «آغازِ مسئولیت» نیست؛ ثبتِ رسمیِ عقبنشینیِ اراده است.
۳) نمایندگی یعنی ایستادن در نقطهای که خطر و تکلیف به هم میرسند؛ هرجا تکلیف ماند و صاحبِ کرسی نماند، آنجا نامِ وکالت فرو میریزد.
۴) مردم در آغازِ جنگ، صدایِ آژیر را شنیدند و ماندند؛ بعضی صاحبانِ کرسی، فقط صدایِ ترسِ خود را شنیدند و رفتند. این فاصله، فاصلهٔ مردم با مدعیانِ نمایندگی است.
۵) صحنِ خالی در روزهایِ جنگ، فقط یک تصویر نیست؛ سندِ بیآبروییِ نهادی است که باید پناهِ تصمیم میبود و به پناهگاهِ غیبت بدل شد.
۶) مجلس اگر در نخستین آزمونِ آتش، به جایِ تدبیر، تعویق تحویل دهد، دیگر هر چه بعدتر بگوید، بویِ همان لرزشِ نخست را خواهد داد.
۷) آن روزها کشور به نهادِ قانونگذاریِ حاضر نیاز داشت، نه به ساختمانی که نامِ مجلس را حمل کند و معنایِ مجلس را زمین بگذارد.
۸) ترس، اگر به غریزهٔ فردی محدود بماند، قابلِ فهم است؛ اما وقتی به رفتارِ نهادِ حاکم بدل شود، اسمش دیگر ترس نیست—فروپاشیِ شأنِ عمومی است.
۹) جنگ، عیارِ آدمها و نهادها را بیرحمانه آشکار میکند؛ و آنچه از بعضی کرسیها در آمد، نه صلابت، که احتیاطِ خُرد و جاندوستیِ بزرگ بود.
۱۰) هر صندلیِ خالی در مجلسِ روزهایِ جنگ، از هزار سخنرانی رسواتر است؛ چون غیبت، دروغ نمیگوید.
۱۱) ملتی که فرزندانش را به خطِ آتش فرستاده، حق دارد از صاحبانِ تریبون بپرسد: شما کجا ایستادید وقتی کشور به ایستادن نیاز داشت؟
۱۲) مجلس باید در کانونِ خطر، مرکزِ جمعبندیِ ملی میشد؛ اما وقتی خود به حاشیهٔ هراس رانده شد، ملت را هم از پشتوانهٔ نهادی محروم کرد.
۱۳) آنکه در روزِ امن از مقاومت میگوید اما در روزِ خطر ناپدید میشود، نه زبانِ ملت، که مترجمِ ترسِ خویش است.
۱۴) آغازِ جنگ، وقتِ سنجشِ قامتها بود؛ بعضیها قد نکشیدند، فقط عقب رفتند.
۱۵) مجلسی که با اولین موجِ تهدید از مدارِ حضور بیرون بزند، پیش از دشمن از درون شکست خورده است.
۱۶) پناهگرفتنِ جسم شاید جان را نگه دارد، اما پنهانکردنِ مسئولیت، روحِ نمایندگی را میکشد.
۱۷) خانهٔ ملت اگر در لحظهٔ هجوم بسته شود، معنایش این است که ملت در دقیقترین لحظه، بیخانه مانده است.
۱۸) در روزهایِ نخستِ جنگ، کشور به نطق نیاز نداشت؛ به حضور نیاز داشت. و حضور، همان کالایی بود که بعضیها از ملت دریغ کردند.
۱۹) هر بهانهای که برای تعلیقِ تکلیف ساخته شد، در حقیقت آجرِ دیگری بود بر دیوارِ بیاعتمادی.
۲۰) جنگ، با توپ و تانک میآید؛ اما سقوطِ نهادها، با ترس و توجیه کامل میشود.
۲۱) صحنِ قانونگذاری نباید با آژیر خالی شود؛ اگر خالی شد، یعنی قانون پیش از مردم، پناه برده است.
۲۲) آنجا که نماینده از شعاعِ خطر میگریزد، دیگر حق ندارد از شعاعِ مسئولیت سخنِ بزرگ بگوید.
۲۳) مجلس در بحران، باید ضربانِ عقلِ ملی باشد؛ اگر ضربان افتاد، بدنِ کشور دچارِ شوک میشود.
۲۴) آن روزها که شهرها بویِ آتش میداد، بعضی کرسیها بویِ احتیاطی میدادند که بیش از حد به بزدلی نزدیک بود.
۲۵) بهرام محمدی مینویسد: در ترازِ جنگ، غیبتِ نماینده فقط غیبتِ یک فرد نیست؛ شکافِ یک نهاد در لحظهٔ سرنوشت است.
⛔️ رَخنهی ساختاری در هندسهی حَد ⛔️
╚══••✦🖤✦••══╝
✍️ به قلمِ شاهدِ مدارِ نور : بهرام محمدی
واضعِ پارادایمِ «حَد» در معماریِ قدرت
༻ @bmlimit ༺
#افتتاح_اولین_دوره_مجلس_شورای_اسلامی #بهرام_محمدی #مجلس_شورای_اسلامی #جنگ_تحمیلی #نقد_مجلس #پارادایم_حد #معماری_قدرت #خانه_ملت #تراز_غیرت #سقوط_اعتبار
بخشِ اول: سقوطِ حدِّ اعتبار در آستانهٔ آتش
۱) جنگ که بر سرِ کشور فرود آمد، مجلس باید «مغزِ بیدارِ تصمیم» میبود؛ اما آنچه دیده شد، ستونهایِ لرزانِ نهادی بود که پیش از اصابتِ بمب، از درونِ هراس ترک برداشت.
۲) افتتاحِ مجلس، وقتی با غیبت در لحظهٔ خطر گره بخورد، دیگر «آغازِ مسئولیت» نیست؛ ثبتِ رسمیِ عقبنشینیِ اراده است.
۳) نمایندگی یعنی ایستادن در نقطهای که خطر و تکلیف به هم میرسند؛ هرجا تکلیف ماند و صاحبِ کرسی نماند، آنجا نامِ وکالت فرو میریزد.
۴) مردم در آغازِ جنگ، صدایِ آژیر را شنیدند و ماندند؛ بعضی صاحبانِ کرسی، فقط صدایِ ترسِ خود را شنیدند و رفتند. این فاصله، فاصلهٔ مردم با مدعیانِ نمایندگی است.
۵) صحنِ خالی در روزهایِ جنگ، فقط یک تصویر نیست؛ سندِ بیآبروییِ نهادی است که باید پناهِ تصمیم میبود و به پناهگاهِ غیبت بدل شد.
۶) مجلس اگر در نخستین آزمونِ آتش، به جایِ تدبیر، تعویق تحویل دهد، دیگر هر چه بعدتر بگوید، بویِ همان لرزشِ نخست را خواهد داد.
۷) آن روزها کشور به نهادِ قانونگذاریِ حاضر نیاز داشت، نه به ساختمانی که نامِ مجلس را حمل کند و معنایِ مجلس را زمین بگذارد.
۸) ترس، اگر به غریزهٔ فردی محدود بماند، قابلِ فهم است؛ اما وقتی به رفتارِ نهادِ حاکم بدل شود، اسمش دیگر ترس نیست—فروپاشیِ شأنِ عمومی است.
۹) جنگ، عیارِ آدمها و نهادها را بیرحمانه آشکار میکند؛ و آنچه از بعضی کرسیها در آمد، نه صلابت، که احتیاطِ خُرد و جاندوستیِ بزرگ بود.
۱۰) هر صندلیِ خالی در مجلسِ روزهایِ جنگ، از هزار سخنرانی رسواتر است؛ چون غیبت، دروغ نمیگوید.
۱۱) ملتی که فرزندانش را به خطِ آتش فرستاده، حق دارد از صاحبانِ تریبون بپرسد: شما کجا ایستادید وقتی کشور به ایستادن نیاز داشت؟
۱۲) مجلس باید در کانونِ خطر، مرکزِ جمعبندیِ ملی میشد؛ اما وقتی خود به حاشیهٔ هراس رانده شد، ملت را هم از پشتوانهٔ نهادی محروم کرد.
۱۳) آنکه در روزِ امن از مقاومت میگوید اما در روزِ خطر ناپدید میشود، نه زبانِ ملت، که مترجمِ ترسِ خویش است.
۱۴) آغازِ جنگ، وقتِ سنجشِ قامتها بود؛ بعضیها قد نکشیدند، فقط عقب رفتند.
۱۵) مجلسی که با اولین موجِ تهدید از مدارِ حضور بیرون بزند، پیش از دشمن از درون شکست خورده است.
۱۶) پناهگرفتنِ جسم شاید جان را نگه دارد، اما پنهانکردنِ مسئولیت، روحِ نمایندگی را میکشد.
۱۷) خانهٔ ملت اگر در لحظهٔ هجوم بسته شود، معنایش این است که ملت در دقیقترین لحظه، بیخانه مانده است.
۱۸) در روزهایِ نخستِ جنگ، کشور به نطق نیاز نداشت؛ به حضور نیاز داشت. و حضور، همان کالایی بود که بعضیها از ملت دریغ کردند.
۱۹) هر بهانهای که برای تعلیقِ تکلیف ساخته شد، در حقیقت آجرِ دیگری بود بر دیوارِ بیاعتمادی.
۲۰) جنگ، با توپ و تانک میآید؛ اما سقوطِ نهادها، با ترس و توجیه کامل میشود.
۲۱) صحنِ قانونگذاری نباید با آژیر خالی شود؛ اگر خالی شد، یعنی قانون پیش از مردم، پناه برده است.
۲۲) آنجا که نماینده از شعاعِ خطر میگریزد، دیگر حق ندارد از شعاعِ مسئولیت سخنِ بزرگ بگوید.
۲۳) مجلس در بحران، باید ضربانِ عقلِ ملی باشد؛ اگر ضربان افتاد، بدنِ کشور دچارِ شوک میشود.
۲۴) آن روزها که شهرها بویِ آتش میداد، بعضی کرسیها بویِ احتیاطی میدادند که بیش از حد به بزدلی نزدیک بود.
۲۵) بهرام محمدی مینویسد: در ترازِ جنگ، غیبتِ نماینده فقط غیبتِ یک فرد نیست؛ شکافِ یک نهاد در لحظهٔ سرنوشت است.
⛔️ رَخنهی ساختاری در هندسهی حَد ⛔️
╚══••✦🖤✦••══╝
✍️ به قلمِ شاهدِ مدارِ نور : بهرام محمدی
واضعِ پارادایمِ «حَد» در معماریِ قدرت
༻ @bmlimit ༺
#افتتاح_اولین_دوره_مجلس_شورای_اسلامی #بهرام_محمدی #مجلس_شورای_اسلامی #جنگ_تحمیلی #نقد_مجلس #پارادایم_حد #معماری_قدرت #خانه_ملت #تراز_غیرت #سقوط_اعتبار
- ۹۷۷
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط