چشم خود بستم

چشم خود بستم

که دیگر

چشم مستش ننگرم

ناگهان

دل داد زد:

"دیوانه! من می بینمش"
دیدگاه ها (۲)

☄عاشق تر از آنم ...!☄کہ بوسه اے ...؟☄آرامم کند ...☄آغوشِ گرم...

قبل از آن کهپلک خورشید باز شود تو را بوسیده ام ،امروز خورشید...

گم می‌شوم من بین گیسویتبانوی خوب مو بلند منراهی‌ست پر پیچ و ...

روزها را می‌شمارمشاخه به شاخهحوالی همین آفتابخواهی‌ آمد

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمناگهان دل داد زد: دیوانه!...

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم دل داد زد دیوانه من میبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط