رمان سفید پوش PT 5

رمان سفید پوش PT 5
*صبح روز بعد...
*ساعتش زنگ میخوره...
*از خواب مثل جن میپره بالا ...
+ای واااای دیرم شددددد
*لباساشو مثل بزززز سریع میپوشه
*از خونه نیره بیرون که دازای رو دم در میبینه
+عههه دازای سان اینجاییم
*دستشو میگره
-بزن بریم ا/ت
*لبو میشه

*میرسن به ساختمون میرن تو
-ا/ت میخواستم یه چیزی رو بت بگم
+بفرمایید
-من خیلی وقته که از تو خوشم میاد ا/ت
+چ...چی
-ا/ت تو مهبت داری
+برگام
-مهبت تو آینه که میتونی.................... کنی
+م...من
-آره تو تو خیلی قوی فقط بلد نیستی چطوری از قدرتت استفاده کنی
+و...واقعا باورم نمیشه
-خیلی خوشحالم که باتو آشنا شدم ا/ت
+م..منم (دخترم داده دلبری میکنه )
*از ا/ت کیس میگیره
*ا/ت داره از سرخی پخته میشه
+د...دازای سان
-بله

+من واقعا مهبت دارم
-بله تو یه مهبتی داری که مطمئنا میتونهبه این دنیا کمک کنه و اما...
*دوباره ادامه میده
-یه گروهی هست به نان گروه مافیای بندر اونا توی بندر یوکوهاما هستن
+خب

-میتونی به اونا ملحق شی اما...
+خطر داره؟؟؟
-اگه بمیری اونا خیلیییی اهمیت نمیدن
+هممممم
-ولی میتونی بیای به آژانس کارآگاهی
+من به آژانس ملحق میشم

-خوبه خوش حالم اینو میشنوم ...
دیدگاه ها (۰)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

سناریو هانما پارت اخر

سناریو کنما تک پارتی

سناریو بونتن پارت ۳

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط