حال من و تو

حال من و تو
حال عقربه های ساعتی است
که مدام از پی هم می دوند
تا شاید
مگر معجزه ای شود و ساعتی یکبار
یکدگر را در آغوش کشند
هرچند برای لحظه ای
لحظه ای هرچند کوتاه
اما فراموش نشدنی
از همان لحظه ها
که نمی توان از کنارشان گذشت
به همین سادگی ها
.
دویدن و نرسیدن
سهم من بود و تو بود و آن دو عقربه
.
کاش یا عشق عقربه ها جور دیگری بود
یا عشق من و تو
و یا این سرنوشت لعنتی
که کسی برای نوشتنش سوالی از من و تو نکرد
.
اینگونه یا ساعت از حرکت باز می ایستاد
یا این روزگار لعنتی
و یا این تکاپوی رسیدن را
شیرینی وصل پایان می داد ..
دیدگاه ها (۵)

نگرانم!برای روزهایی که می آیندتا از تو تاوان بگیرند و تو را ...

رسیده‌ام به تواما هنوز دلتنگ‌اَم!انگار به اشتباه،جای طلوعدر ...

هیچ چیز غم انگیزتر از این نیست کهکسی که دوستش داریهیچ تلاشی ...

وقتی دلم با چشم هایت آشنا می شدمشتش چه زیبا پیش تو هر لحظه و...

💜 روز جهانی آرمی مبارک 💜به تمام آرمی‌های ایران، روز جهانی آر...

گاهى آدمى در میانِ شلوغىِ زندگى، به دنبالِ معنایى مى‌گردد؛ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط